پاورپوینت کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد
💡 پاورپوینت جامع و ویژه کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد – انتخابی بینظیر برای ارائه شما!
📊 فایل پاورپوینت کامل:
کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد با ۵۰ اسلاید طراحیشده بهصورت حرفهای، آماده ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد. تمامی اسلایدها بهصورت کاملاً دقیق تنظیم شدهاند.
🎯 چرا این فایل پاورپوینت را انتخاب کنید؟
- این پاورپوینت به شما کمک میکند تا یک ارائه حرفهای و درخشان داشته باشید که بهسرعت توجه مخاطبان را به خود جلب میکند و آنها را با محتوای شما همراه میسازد.
- ساده و شفاف: مطالب به گونهای تدوین شدهاند که بهراحتی قابل فهم باشند، بنابراین شما به هیچ وجه درگیر پیچیدگیهای محتوا نخواهید شد.
- آماده ارائه: نیازی به ویرایش یا تغییرات اضافی نیست؛ فایل بهگونهای طراحی شده که بهسرعت بتوانید از آن در ارائهها یا سمینارهای خود استفاده کنید.
✅ کیفیت تضمینشده:
کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد بدون هیچگونه بهمریختگی یا نقص در تنظیمات آماده شده است تا شما بتوانید بهترین ارائه را با اطمینان کامل انجام دهید.
⚠️ یادآوری:
اگر در این توضیحات هرگونه بهمریختگی مشاهده کردید، دلیل آن کپیبرداری از متن است. در فایل اصلی کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد، هیچ مشکلی وجود ندارد و تمامی اسلایدها بهصورت دقیق تنظیم شدهاند.
🌟 همین حالا این پاورپوینت کامل را دریافت کنید و یک ارائه موفق و بینقص داشته باشید!
بخشی از متن کامل به تبعیت از دکتر سروش در فرودگاه سوریه غذا نخوردیم/ عکس امام در مسجد صنعا دستبهدست میشد :
به گزارش ایسنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت:
خاطرات محمدجواد صاحبی از سفر هیئت ایرانی به یمن در سال ۱۳۵۹؛ سفری که با استقبال پرشور زیدیهای یمن از پیام انقلاب همراه بود و در آن دیدارهایی با شیخ زباره، اخوانالمسلمین سوریه و گروههای فلسطینی صورت گرفت، روایت دست اول و قابل توجهی از عشق و علاقه و ارادت شیعیان یمن به ایرانیها دارد.
محمدجواد صاحبی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است میگوید:
برخی از کشورها بعد از انقلاب نسبت به ایران حساس شده و از ایران وحشتزده بودند. بهخاطر تبلیغات سنگینی که بر ضد ایران صورت میگرفت، حقایق و واقعیتها وارونه جلوه داده میشد و به تبلیغات ایران هم مجال نمیدادند. البته دستگاههای ما هم بهجهت اینکه دولت تازه تشکیل شدهبود، هنوز فشل بودند. در وزارت خارجه هنوز نیروهای انقلابی به وظایفشان آشنا نبودند و اصلاً سابقهی کار دیپلماتیک نداشتند. دستگاه فرهنگی وزارت ارشاد در این دوره تعطیل شدهبود و رایزنی فرهنگی وجود نداشت و احساس میشد که در عرصهی بینالملل کاری انجام نمیشود. این بود که مسئولان کشور به فکر افتادند به طرق مختلف پیام انقلاب و مسائل جنگ را به آن طرف مرزها منتقل کنند. آن زمان سازمان تبلیغات یا شورای هماهنگی تبلیغات تازه شکل گرفته بود که آقایان جنتی و حقانی جزء مسئولان آن بودند.
تصمیم گرفته شد که جمعی از افرادی که در مدیریتهای فرهنگی، سیاسی کشور حضور دارند به کشورهای مختلف بروند و مسائل انقلاب و جنگ را به مردم، دولتمردان و فرهیختگان و نخبگان خارجی منتقل کنند. به مقتضای تجارب و اطلاعات افراد، شورایی تشکیل شد و بنده هم در آن شورا بودم. به افرادی از مسئولان کشور مأموریت داده شد برای ۲۲ بهمن سال ۵۹ به مدت ۱۰ الی ۱۵ روز در قالب هیئتهایی به کشورهای دیگر بروند و مسائل انقلاب و جنگ را تحلیل کنند و به گوش جهانیان برسانند. آیتالله خامنهای به همراه جمعی به هندوستان و آقای سید محمد خامنهای به چین رفتند. آقای ربانیاملشی به الجزایر و هیئتهای دیگر به ریاست شخصیتهای معروف سیاسی و انقلابی به کشورهای دیگر اعزام شدند.
مأموریت به یمن و عربستان
به ما هم مأموریت داده شد که به یمن و عربستان سعودی برویم. سرپرست هیئت ما آقای غلامحسین حقانی بود که در انفجار حزب جمهوری به شهادت رسید. آقای محمدیعراقی یکی از اعضای این هیئت بود. آقای طه هاشمی که به تازگی داماد آقای حقانی شده بود بهعنوان مسئول تدارکات فعالیت میکرد. در این جمع جوان هجده ـ نوزده سالهای به نام آقای باسم شریعتمدار که بسیار خوشاستعداد و اصالتاً عراقی بود هم حضور داشت و زبان عربی و فارسی را هم بسیار مسلط صحبت میکرد. بههرحال تا سوریه با هیئتهای دیگر همراه بودیم. در سوریه مسیر هیئتها از هم جدا میشد. بهخاطر دارم که آقای ربانیاملشی با جمعی، آقای جلالالدین فارسی با جمعی دیگر و آقای دکتر سروش با جمعی دیگر تا سوریه با ما بودند.
وقتی در فرودگاه سوریه پیاده شدیم، شب و زمان نماز مغرب و عشاء بود. با آقایان جلالالدین فارسی و ربانیاملشی داخل پاویون فرودگاه حرکت میکردیم که متوجه شدیم آقای سروش با ما نیست. من برای پیدا کردن ایشان به این طرف و آن طرف رفتم. داخل اتاقها را نگاه میکردم که دیدم ایشان وضو گرفته و مشغول خواندن نماز است. به آقایان همراه گفتم که ایشان مشغول فریضهی نماز است. گفتند: «خوب است ما هم جایی را پیدا کنیم و نماز بخوانیم». آقای جلالالدین فارسی گفت: «عجلهای نیست، ما در همان هتل نمازمان را میخوانیم». دکتر سروش بعد از اتمام نمازش به ما ملحق شد. آقایان گفتند، چون وقت گذشته داخل فرودگاه شاممان را بخوریم و بعد به هتل برویم. به طرف ساندویچفروشیهایی که داخل سالن فرودگاه بود، رفتیم. اما آقای سروش نیامد. گفتیم: «چرا شما نمیآیید؟» گفت: «من نمیخورم». گفتیم: «مگر شما گرسنه نیستید؟» گفت: «گرسنه هستم، اما صبر میکنم». گفتیم: «رمزش چیست؟» گفت: «داخل این مغازهها بطریهای مشروبات الکلی را ببینید، لذا من احتیاط میکنم و نمیخورم». بقیه هم به تبعیت از ایشان چیزی نخوردند. بعد به هتل رفتیم و آنجا غذا
پیشنمایشی از اسلایدها برای آشنایی شما با کیفیت محتوا :




- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
دانلود پاورپوینت های کاربردی |
دانلود پاورپوینت های کاربردی 