پاورپوینت کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند
💡 پاورپوینت جامع و ویژه کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند – انتخابی بینظیر برای ارائه شما!
📊 فایل پاورپوینت کامل:
کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند با ۵۸ اسلاید طراحیشده بهصورت حرفهای، آماده ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد. تمامی اسلایدها بهصورت کاملاً دقیق تنظیم شدهاند.
🎯 چرا این فایل پاورپوینت را انتخاب کنید؟
- این پاورپوینت به شما کمک میکند تا یک ارائه حرفهای و درخشان داشته باشید که بهسرعت توجه مخاطبان را به خود جلب میکند و آنها را با محتوای شما همراه میسازد.
- ساده و شفاف: مطالب به گونهای تدوین شدهاند که بهراحتی قابل فهم باشند، بنابراین شما به هیچ وجه درگیر پیچیدگیهای محتوا نخواهید شد.
- آماده ارائه: نیازی به ویرایش یا تغییرات اضافی نیست؛ فایل بهگونهای طراحی شده که بهسرعت بتوانید از آن در ارائهها یا سمینارهای خود استفاده کنید.
✅ کیفیت تضمینشده:
کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند بدون هیچگونه بهمریختگی یا نقص در تنظیمات آماده شده است تا شما بتوانید بهترین ارائه را با اطمینان کامل انجام دهید.
⚠️ یادآوری:
اگر در این توضیحات هرگونه بهمریختگی مشاهده کردید، دلیل آن کپیبرداری از متن است. در فایل اصلی کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند، هیچ مشکلی وجود ندارد و تمامی اسلایدها بهصورت دقیق تنظیم شدهاند.
🌟 همین حالا این پاورپوینت کامل را دریافت کنید و یک ارائه موفق و بینقص داشته باشید!
بخشی از متن کامل نام صداوسیما را تغییر دهیم/ رسانهها گرفتار سیاست ابلاغ و تبلیغ شدهاند :
نشست تخصصی چالشهای پیش روی رسانههای ایران با حضور حمید ضیاییپرور (استاد ارتباطات)، جلال خوشچهره (روزنامهنگار پیشکسوت) و مهدی شکیبایی (فعال رسانه و مدیر فرهنگسرای رسانه)، در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد.
در این نشست، حمید ضیاییپرور با اشاره به رسانه به عنوان پل میان قدرت و مردم، سه کارکرد اطلاعرسانی، سرگرمی و نقد قدرت را برشمرد و نقد قدرت را در ایران بسیار مغفول دانست. او صداوسیما را نه صدای مردم و نه سیمای مردم خواند و با انتقاد از ناکارآمدی ساختاری آن، بر لزوم اصلاح قوانین و زیربناهای مربوط به صداوسیما به عنوان پیششرط هر اصلاح دیگر تأکید کرد.
همچنین جلال خوشچهره با تفکیک ابزار مدرن از کارکرد مدرن، بحران مرجعیت رسانه را ناشی از پرهیز سیستم حاکمیتی از کارکرد مدرن دانست و به جیرهخواری رسانهها، اجاره امتیاز روزنامهها، ادغام تحریریه با بخش بازرگانی و فقدان نهاد صنفی روزنامهنگاران اشاره کرد.
مهدی شکیبایی با تأکید بر تغییرات جهانی رسانه و ظهور هوش مصنوعی، بر ضرورت بازاندیشی در ساختار رسانهها و توجه به اقتصاد رسانههای نوین تأکید کرد و خواستار تنوعبخشی به کارکردها و خدمات رسانهای برای بقا در پنج سال آینده شد.
ضیاییپرور در بخشی دیگر، رسانههای جریان اصلی ایران را در حالت احتضار و رسانههای مکتوب را دچار مرگ مغزی توصیف کرد که با دستگاههای احیا زنده نگه داشته شدهاند.
رسانه پل میان قدرت و مردم
دکتر حمید ضیاییپرور ـ استاد ارتباطات ـ در بخش اول این نشست، در پاسخ به این پرسش ایسنا که «رسانه امروز در نقطهای قرار گرفته است که همزمان با تحولات شتابان فناوری و تغییر الگوی مصرف مخاطبان، با چالشهای جدی در حوزه اعتماد، اقتصاد، حرفهایگری و مرجعیت اجتماعی مواجه است و به نظر میرسد برای چنین وضعیتی نیاز به بازاندیشی نسبت رسانه با جامعه، مخاطب و تحولات تکنولوژی ضرورتی انکارناپذیر است، نگاه او برای رسیدن به کارکرد اصلی رسانه چیست»، با یادآوری این مطلب که رسانهها در دنیا پل ارتباطی میان قدرت و مردم هستند، معتقد است: اگر نظریه یورگن هابرماس را بررسی کنیم، مثلث یا هرمی ترسیم میکند که در ضلعِ بالا قدرت، همه نهادهای حاکمیت، دولت، قوه قضاییه و دستگاههای اجرایی به طور کلی حاکمیت و قدرت قرار دارند و در سطوح پایین مردم، اقشار، گروهها و قشرهای مختلف. در میانه این دو، عنصری قرار دارد که رابط میان آنهاست: رسانه و جامعه مدنی و احزاب و تشکلها و سندیکاها. این نقشی است که در دنیای مدرن امروز برای رسانهها در کنار سایر نهادهای جامعه مدنی دیده شده است.
ضیاییپرور در ادامه با اشاره به تفاوت این نقش در برخی نظامهای رسانهای، با بیان این مطلب که در جاهایی مانند ایران که البته نظامهای رسانهای متعدد وجود دارد، این نقش واسطه را میانجی نمیدانند، بلکه بلندگو میدانند، اظهار کرد: یعنی رسانه را در خدمت قدرت میدانند، نه در خدمت مردم. در حالی که در بحثهای فلسفی و نظریههایی که در این حوزه وجود دارد، رسانه و کلاً جامعه مدنی به طبقه پایین و مردم نزدیکتر است و بیشتر منعکسکننده دیدگاه مردم به حاکمیت است تا برعکس. در سیستم کمونیستی و نظامهایی مانند شوروی سابق یا بعضی از کشورهای دیگر که اکنون نیز در دنیا وجود دارند، رسانه در خدمت قدرت است و اصلاً بلندگوی قدرت است. قدرت تعیین میکند کدام رسانه اجازه فعالیت دارد، قدرت تعیین میکند کدام رسانهنگار صلاحیت دارد حرف بزند، قدرت تعیین میکند چه محتوایی منتشر شود و چه محتوایی جرم است و مجاز نیست. بایدها و نبایدها را قدرت تعیین میکند.
سه کارکرد اساسی رسانه
این استاد ارتباطات در ادامه با اشاره به کارکردهای اصلی رسانه، اظهار کرد: در نظریههای ارتباطات طی ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال اخیر، طیفی از دیدگاهها مطرح شده است، ولی خلاصه و تجمیعشده این نظریات این است که رسانه از هر ورژن و فرمتی که باشد، سه کارکرد اساسی دارد. کارکرد اول تحت عنوان اطلاعرسانی، آموزش، آگاهیرسانی و توسعه مطرح میشود. دهها تئوری میتوان نام برد که وظیفه رسانه را این تلقی کردهاند. کارکرد دوم اینترتینمنت یا سرگرمی است. اصلاً در تمام دنیا رسانه یکی از اجزای کارکردی مهم سرگرمی است؛ چیزی که در ایران بسیار کم به آن توجه میشود و تصور میشود رسانه آمده است برای اینکه مردم را به راه راست هدایت کند، آمده است که مردم خطا نکنند و آگاهیرسانی کند. لذا مردم را همیشه صغیر میداند. کارکرد سوم که در ایران بسیار مغفول مانده است، انتقاد و نقد قدرت است. اگر رسانهای را از کارکرد انتقاد خالی کنیم، یکی از ستونهای این پل فرو خواهد پاشید.
ضیاییپرور با تشریح مفهوم نقد قدرت، افزود: فرقی ندارد نقد اجتماعی باشد، سیاسی باشد یا دیپلماتیک، فرهنگی و یا اقتصادی؛ مهم نظارت بر قدرت است. در دنیای آزاد امروز یک رسانه میتواند علیه رئیسجمهور آن کشور افشاگری کند. در آلمان، روزنامه دیولت تیتر میزند که صدراعظم این وزیر را برکنار کن! چرا؟ چون این وزیر از خانههای سازمانی غیرمجاز استفاده کرده است. پیش از آنکه اصلاً برود در کمیسیون مجلس بررسی شود، با این افشاگری که رسانه کرده است، آن وزیر استعفا میدهد و میرود. بعضاً ممکن است خود صدراعظم زیر سؤال برود که چرا نظارت نکرده است. رسانه وظیفهاش نظارت است. بنابراین اگر سیاستمداری دست از پا خطا کرد، او را از قدرت پایین میکشد.
نظارت؛ کارکرد مغفول رسانه
وی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه بیشتر به کارکرد نظارتی رسانه، اظهار کرد: در حوزه نظارت، رسانه دماسنج اجتماعی و سیاسی جامعه است. نگاه میکند، کسی دست از پا خطا کند، هشدار میدهد، افشاگری میکند، مطلب میزند یا نشت اطلاعات میدهد و به این وسیله در کنار نهادهای نظارتی که معمولاً سیستم پلیس و امنیتی و قوه قضاییه دارد، رسانه هم یک ناظر جدی است. در فیلمها دیدهاید (در ایران کمتر داریم) اگر یک موضوع درباره یک سیاستمدار رسانهای شود، از حکم دادگاه برایش بدتر است. چرا؟ چون هویت، اعتبار و آبرویش زیر سؤال میرود. این بحث نظارتی در دنیای آزاد بسیار جدی است.
تفاوت رسانه مکتوب یا رسانه آنلاین
ضیاییپرور در بخش دیگری از سخنان خود، در پاسخ به پرسش ایسنا درباره تغییر تعریف قدرت بر اساس نظریه جامعه شبکهای کاستلز، به مقایسه رسانههای مکتوب و آنلاین پرداخت و با بیان این مطلب که رسانههای آنلاین بسیار قویتر از بقیه هستند، گفت: نحوه اطلاعرسانی در رسانههای آنلاین متفاوت است. برای نمونه، اگر امروز صبح در تهران زلزله احساس شده باشد، رسانه مکتوب تا بخواهد خبر بزند، کسی گوش نمیکند، چون بیست و چهار ساعت گذشته است. رسانه آنلاین فوراً خبر میدهد اما رسانه مکتوب باید تحلیل ارائه دهد و بیاید بگوید اگر روزی زلزله بالای هفت ریشتر در تهران آمد، چه میشود.
انگار تمایل به این است که ما خودمان را محکوم کنیم
جلال خوشچهره ـ روزنامهنگار باسابقه ـ درباره بخش دوم بحث با موضوع شبکههای اجتماعی و تغییر فرمت قدرت، در پاسخ به پرسش ایسنا که «آیا قدرتگیری شبکههای اجتماعی نتیجه ضعف رسانههای سنتی است یا ضرورتی گریزناپذیر که جهان را به این سو کشانده و این روند در ایران با تفاوتها و تغییراتی همراه بوده است؟» گفت: این اتهامی که زده میشود که رسانهها از سوشال مدیا عقب ماندند یا همکاران ما در رسانهها ضعیف عمل میکنند، خیلی قائل به آن نیستم.
او اظهار کرد: ما معمولاً با بحران مشروعیت، مرجعیت و تأثیرگذاری رسانه روبهرو هستیم. معمولاً وقتی به مشکلات میپردازیم باید دو عامل را در نظر بگیریم: یکی علت بروز مشکل، یکی ریشه مشکل. اما انگار تمایل به این است که ما خودمان را محکوم کنیم. من قائل به این قضیه نیستم و معتقدم که وقتی طرح مسئله میکنیم، بحران رسانه در کنار بحران تورم، جنگ، بحران محیط زیست و همه اینهاست. دیگری طرح مسئله است؛ اینکه ما بیایم بنشینیم راجع به مسائل صحبت کنیم و تبیین کنیم و سوم اینکه بیایم و بگوییم راهحلها کدام است. اما مسئله اصلی ریشه بروز این مسائل است.
وی افزود: امروز ما حداقل با دو سؤال درخصوص رسانه روبهرو هستیم: نخست اینکه رسانه چگونه عمل میکند و دوم رسانه چگونه باید عمل کند. رسانههای ما در ایران از تکنولوژی ارتباطی عقب نیستند؛ شما الان در رسانه خودتان فعالیت میکنید، مشکلی از این بابت ندارید. مشکل شما ابزارهاست مشکل شما امکاناتی است که بتوانید به چرایی و چگونگی یک اتفاق بپردازید و بعد به مخاطب چشمانداز بدهید. وقتی نمیتوانید این کار را کنید، با ضربالمثل آفتابه لگن هفت دست مواجه میشویم. واقعیت این است که ما رسانهایها مدتهاست که کارکرد اصلی خودمان را کنار گذاشتهایم و دو سیاست است که ما را وادار میکند، بنشینیم کارهای خودمان را در چارچوب سیاستهای «ابلاغی» و «تبلیغی» نشان دهیم. این در حالی است که قرار است ما در عصر مدرن نظارت کنیم و در همه جای دنیا رسانه، ابزرور (Observer) است.
گرفتار ۲ سیاست ابلاغی و تبلیغی شدهایم
خوشچهره در ادامه با بیان این مطلب که «گرفتار دو سیاست ابلاغی و تبلیغی شدهایم»، در این زمینه توضیح داد: به ویژه در شرایط بحرانی به تدریج مرجعیت خودمان را از دست دادیم. همین حالا برای مردم، همین بحثهایی که مطرح میشود چقدر موضوعیت دارد؟ روزنامهها بسته شوند، سایتها بالا بیایند و بعد تعطیل شوند. الان در رسانهها یکسری نیروها را ممکن است تعدیل کنند، یکسری را دورکار کنند، اصلاً روزنامه دو روز درنیاید، حداکثر یک خبر میآید، آن هم برداشت و سوءاستفاده سیاسی است. بقیهاش برای مردم خیلی موضوعیت ندارد. چرا؟ چون به نیازهایشان پاسخ نمیدهیم. به نظر من رسانهها دارند کار خودشان را میکنند. این مساله در شرایط عادی طبیعی است؛ مثلاً در شرایط عادی اینکه رئیسجمهور چه کسی باشد، معاونش چه کسی باشد، خیلی اهمیتی ندارد اما در شرایط بحرانی است که باید آدمی را سرکار بگذاری که بتواند مدیریت کند. در وضعیت بحرانی، عملکرد رسانه هم همینطور است.
با بحران مرجعیت روبهرو هستیم
خوشچهره با انتقاد از رسانههای سیاسیکار، تصریح کرد: الان خبرگزاریهای ما مثل حزب هستند. همهی گرایشهای سیاسی، خبرگزاری دارند، سایت دارند، دستگاه فیلمبرداری و ضبط دارند، تکنولوژی ارتباطی به اندازه کافی برای همه هست؛ اما وقتی میخواهید بیایید به موضوع بپردازید، با مشکل روبرو میشوید. به عنوان روزنامهنگار معتقدم ما با بحران جدی مرجعیت روبهرو هستیم. آن هم در وضعیت فعلی که شرایط جنگی است. هر روز از هر سو میگویند به وحدت فکر کنید، بعضا میگویند بدیها را نگویید، سختیها را مطرح نکنید، این را نگو، آن را نگو، از وزیر ایراد نگیر، از رئیسجمهور ایراد نگیر، از امام جمعه ایراد نگیر. در کنارش منِ رسانهای نگاه میکنم در برابر یکسری مطالبات محدود و تاریخمنقضی، یکسری مطالبات دیگر هم هست و منِ رسانهای نمیتوانم خیلی آن را بازتاب بدهم. اینجا کار رسانه خیلی سخت است.
در بدنه رسانههایمان فعال سیاسی شدهایم
خوشچهره با تاکید بر اینکه در شرایط بحرانی، باید آدمهای بحرانی روی کار بیایند که بتوانند کشور را اداره کنند، از بلاتکلیفی رسانهها گفت و اینکه بعضا صورت مسئله را پاک میکنیم. او تصریح کرد: ما شاهد خیزش یا فعال شدن یکسری خردهگروهها هستیم که فقط مطالبات و منافع خودشان را دارند. به جنگ نگاه دارد، منافع خودش را میبیند، به مذاکره نگاه میکند، پی منافع خودش است. نگاه به تحریمها میکند، نگاه میکند به منافع خودش. میگوید اگر کشور در وضعیت عادی قرار بگیرد جایگاه من کجا قرار میگیرد؟ منافع من در کجاست؟ از همین رو مشکل ما اصلاً ابزار رسانه نیست، مشکل ما این است که الان در بدنه رسانههایمان از مدیرمسئول گرفته تا سردبیر و خبرنگارها، همگی فعال سیاسی شدهایم. در حالی که منِ روزنامهنگار، شمای خبرنگار، ما میتوانیم خبرنگار سیاسی باشیم، میتوانیم مفسر یا تحلیلگر سیاسی باشیم اما سیاستمدارِ روزنامهنگار شدن یعنی اینکه مرجعیت را از دست دادیم.
همین مشکل صداوسیمای ما را فاکسنیوز هم دارد
مهدی شکیبایی ـ فعال رسانه و مدیر فرهنگسرای رسانه ـ در ادامه نشست ایسنا در پاسخ به این پرسش که رسانهای عریض و طویل مانند صداوسیما با ابزار و نیروی انسانی گسترده، همچنان درگیر مرجعیت خبری است و رسانههای مکتوب و خبرگزاریها نیز همینطور؛ نگاه او به کدام سمت است و آیا این مسئله در کوتاهمدت حلشدنی است یا خیر، با بیان این مطلب که رسانه یک پدیده غربی است و ما آن را نساختهایم، اظهار کرد: فرشی پهن شده است، این فرش را ما خریداری کردیم، آوردیم اینجا و روی آن کار و صحبت میکنیم. برای مثال میخواهم صداوسیما را نقد کنم، من به شما میگویم همین مشکل صداوسیمای ما را فاکسنیوز هم دارد. وقتی از خبرنگاری مثل آقای باراک راوید زیاد میشنوید یا رسانه تازه تأسیسی به نام آکسیوس که دو سال است راهاندازی شده، خبر جنگ ایران را دارد و به هر نحوی که خودش میخواهد دنبال میکند، شما از صداوسیمای ما با همان فضایی که دارد، چه انتظاری میتوانید داشته باشید؟ جهان تغییر کرده است، رسانه به سمتی دیگر میرود. دیگر فاکسنیوز هم نمیتواند در برابر یک خبرنگار، یک انسان رسانه، آن چیزی که میخواهد را مثل قدیمها به درون جامعه انتشار بدهد. یک انسان رسانه میآید خبری را میدهد و یک جنگ را بالا و پایین میکند یا قیمت نفت و قیمت ارز را بالا میبرد و پایین میآورد. فاکسنیوز و بیبیسی که ظاهرا قویتر از صداوسیمای ما هستند. اصلاً شما بیبیسی را در جنگ اخیر میبیند؛ فید است، سیانان هم فید است. آقایی به نام ترامپ با رسانهای که اصلاً عمومیت ندارد، به نام تروثسوشال کار رسانهای میکند. بنابراین تغییرات جهانی خیلی زیاد شده است.
هر کسی بالای سر صداوسیما بنشیند خروجی همین خواهد بود/هوش مصنوعی آمد، ما کجا باید برویم
شکیبایی در ادامه با اشاره به تأثیر هوش مصنوعی بر عملکرد رسانه، معتقد است: در شرایط فعلی هرکسی بالای سر صداوسیما بنشیند، خروجیاش همین خواهد بود. شما بالا سر صداوسیمای ما هر انسانی که احساس میکنید توانایی این کار را دارد و رسانه را میشناسد، بگذارید، باز درگیر مسائل دیگری است. عوامل خیلی زیادی هستند که میتوانند دخیل باشند.
او تصریح کرد: ما که از فضای رسانه در دنیا عقب افتادیم. صداوسیمای ما، خبرگزاری ما و … همهمان عقب هستیم. یکی از مهمترین مسائلی که در خبرگزاریها مطرح است، تحریریه هوش مصنوعی است. خیلی از همکاران نگران این هستند که هوش مصنوعی آمد، ما کجا باید برویم. الان مدیران ما در رسانهها در این فکر هستند که نیروهایشان را تعدیل کنند؛ چراکه باید از هوش مصنوعی استفاده کنند تا بتوانند خیلی دقیقتر کار را انجام دهند. در حالیکه باید برعکس باشد. اتفاقاً بحث من این است که عوامل زیادی دخیل است. ما همیشه از تحولات عقبیم. هنوز هم در داخل ایران سعی میکنیم که از همان نسل وب اول استفاده کنیم. اصرار داریم که خبرگزاریهایمان با این شکل باشند. در حالی که دغدغه هر خبرگزاری از جمله ایسنا، باید این باشد که پنج سال دیگر چگونه میخواهد بماند، نه اینکه چگونه خبر بدهد. چند سال دیگر مخاطب دیگر نه به ایرنا سر میزند نه به ایسنا، همه مطالب را در همین هوش مصنوعی گیر میآورد. چگونه میخواهیم با اینها مقابله بکنیم؟ صداوسیما هم همین مشکل را دارد. حالا هر چقدر هم نیرو داشته باشد، دغدغه اصلیاش باز باید این باشد که پنج سال آینده میماند یا نمیماند.
نقد ساختار صداوسیما
حمید ضیاییپرور در ادامه این نشست با اشاره به مبحث نیوزوایرها یا همان توزیعکنندگان خبر که یک دستهبندی مهم از رسانهها در ایران محسوب میشوند، گفت: در ایران الان «خبرفوری» که دو تا از آنها سبز و قرمز است، «آخرین خبر» و بعضی دیگر از پلتفرمهای اینچنینی، در این دسته قرار میگیرد. اینها نه خبرگزاریاند، نه وبسایتاند، نه شبکه اجتماعی. اینها نیوزوایرند، یعنی توزیعکننده خبر و اگر تولیدکنندهها چیزی منتشر نکنند، اینها چیزی برای منتشر کردن ندارند.
وی همچنین با اشاره به اصطلاح میناستریم (Main Stream) یا همان رسانههای جریان اصلی که شامل شبکههای رادیو و تلویزیون هم میشود، گفت: شبکههای مهم که جزو رسانههای جریان اصلیاند و بعضی مطبوعات تأثیرگذار و بزرگ در دنیا جزو اینها طبقهبندی میشوند.
او افزود: مدتهاست در ایران رسانه جریان اصلیمان که صداوسیما بوده، قدرت خودش را از دست داده است. در حال حاضر صداوسیما نه صدای مردم است و نه سیمای مردم. من این را در آنتن زنده تلویزیون هم گفتهام و اصلاً پیشنهاد کردم اسمش را عوض کنید، نگذارید صداوسیما، بگویید رادیو و تلویزیون ملی ایران. بعد فهمیدم شهید لاریجانی هم ظاهراً نظرشان همین بوده است و سال گذشته در جمعی این را گفته بودند. چرا میگویم نه صدا و نه سیمای مردم است؟ چون صداوسیما همین الان این امکان این را ندارد که دوربینش را ببرد میدان ونک، یعنی دو کیلومتر پایینتر از مرکزش و پنج دقیقه پخش زنده از مردم بگیرد. صدای مردم هم نمیتواند پخش کند. شما سوار بر بیآرتی از تهرانپارس تا انقلاب بنشینید و ببینید مردم چه میگویند، آیا صداوسیما میتواند یک هزارمش را پخش میکند؟ نه. آن چیزی که دارد از صداوسیما پخش میشود نظرات منسوب به حاکمیت است، یعنی همان چیزی که در آن تئوریها گفتم، نظرات مردم نیست. حالا این رسانه به عنوان اصلیترین رسانه حکومتی در ایران که قبلاً رسانه جریان اصلی بوده است، قدرت خودش و مرجعیت خودش را از دست داده است. وقتی راجع به مرجعیت رسانه میگوییم بیشتر این بخش مدنظر است.
ناکارآمدی ساختار صداوسیما
ضیاییپرور در ادامه با بیان این مطلب که در ارتباط با صداوسیما، رسالههای متعدد دانشجویی داشتیم که با شبکههای تلویزیونی خارجی، مقایسه شده است، گفت: ما به اصطلاح انبار نیروی انسانی هستیم؛ اینها که به شدت هزینهبر هستند و ناکارآمد. یعنی شبکههای بزرگ رادیو و تلویزیون در دنیا با یکصدم امکانات، نیرو و بودجه صداوسیما کار میکنند. این در حالی است که هواپیمای اوکراینی در بیست کیلومتری تهران سقوط میکند، رسانههای ما نمیتوانند بروند گزارش تهیه کنند. در جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه، برخی رسانههای ایران حتی اجازه اعزام عکاس و خبرنگار به صحنه جنگ را نداشتند.
ضیاییپرور یادآور شد: دکتر محسنیانراد نزدیک به ۲۰ سال قبل دلسوزانه به مسوولان سیاستگذار کشور توصیه کرد راه ایجاد رادیو و تلویزیون خصوصی در ایران را از لحاظ قانونی هموار کنند. میدانید که باید اصل ۴۴ دوباره تفسیر شود. بخشهایی درباره نیروگاهها و پالایشگاهها تفسیر شده و خصوصیسازی شد، ولی راجع به صدا و سیما نشد. الان وقتش است که این کار انجام و موانع برطرف شود. اجازه بدهند بخش خصوصی رادیو و تلویزیون فعالیت کند. تحقق این امر صداوسیما را به رقابت وادار میکند. الان تنظیمگر فضای مجازی هم به نوعی صداوسیما شده است. من به نظرم میرسد که این بخش یکی از آسیبهای جدی است که ما دیدیم و اگر نظام رسانهای ایران را داریم بررسی میکنیم، بدون اصلاح در ساختار و قوانین و زیربناهای مربوط به صداوسیما هیچ اصلاحات دیگری در این بخش صورت نخواهد گرفت. بقیه رسانهها پوشش خیلی گستردهای ندارند.
شبکههای اجتماعی؛ سرگرمی یا رسانه؟
ضیاییپرور در بخش دیگری از سخنان خود درباره شبکههای اجتماعی، با بیان این مطلب که به دلایل بسیار زیادی اینها بیشتر جنبه سرگرمی و تفریح و اشتراکگذاری اطلاعات هستند، گفت: خیلی از آسیبهای فضای مجازی، فیکنیوزها و اخبار نادرست هم از همینجا نشأت میگیرد. چراکه بحث انسانرسانه و روزنامهنگار شهروندی و اینها اینجا مطرح است. یعنی اینها حرفهای نیستند. اصلاً در اطلاق کلمه رسانهها به این پلتفرمها یا فعالینشان هم هنوز شک و شبهه است. حتی خیلیها واژه انسانرسانه را قبول ندارند. یعنی من خودم از آنهایی هستم که معتقدم این واژه، واژه مندرآوردی است. بنابراین من فکر میکنم که برای آسیبشناسی وضعیت رسانهها در ایران، اول باید از رادیو و تلویزیون شروع کرد.
در ادامه نشست ایسنا، خوشچهره با انتقاد از عملکرد صداوسیما، این رسانه را در مواردی به تحریف خبر و بیاعتنایی به مخاطب متهم کرد و با طرح این ادعا که رسانههای
پیشنمایشی از اسلایدها برای آشنایی شما با کیفیت محتوا :




- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
دانلود پاورپوینت های کاربردی |
دانلود پاورپوینت های کاربردی 