پاورپوینت کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود


در حال بارگذاری
30 آگوست 2026
فایل پاورپوینت
2557
56 اسلاید
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

💡 پاورپوینت جامع و ویژه کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود – انتخابی بی‌نظیر برای ارائه شما!

📊 فایل پاورپوینت کامل:

کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود با ۵۶ اسلاید طراحی‌شده به‌صورت حرفه‌ای، آماده ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد. تمامی اسلایدها به‌صورت کاملاً دقیق تنظیم شده‌اند.

🎯 چرا این فایل پاورپوینت را انتخاب کنید؟

  • این پاورپوینت به شما کمک می‌کند تا یک ارائه حرفه‌ای و درخشان داشته باشید که به‌سرعت توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند و آن‌ها را با محتوای شما همراه می‌سازد.
  • ساده و شفاف: مطالب به گونه‌ای تدوین شده‌اند که به‌راحتی قابل فهم باشند، بنابراین شما به هیچ وجه درگیر پیچیدگی‌های محتوا نخواهید شد.
  • آماده ارائه: نیازی به ویرایش یا تغییرات اضافی نیست؛ فایل به‌گونه‌ای طراحی شده که به‌سرعت بتوانید از آن در ارائه‌ها یا سمینارهای خود استفاده کنید.

✅ کیفیت تضمین‌شده:

کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود بدون هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا نقص در تنظیمات آماده شده است تا شما بتوانید بهترین ارائه را با اطمینان کامل انجام دهید.

⚠️ یادآوری:

اگر در این توضیحات هرگونه بهم‌ریختگی مشاهده کردید، دلیل آن کپی‌برداری از متن است. در فایل اصلی کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود، هیچ مشکلی وجود ندارد و تمامی اسلایدها به‌صورت دقیق تنظیم شده‌اند.

🌟 همین حالا این پاورپوینت کامل را دریافت کنید و یک ارائه موفق و بی‌نقص داشته باشید!


بخشی از متن کامل رئیس‌جمهور: ایران برنده تفاهم اسلام‌آباد است/ نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود :

پزشکیان گفت: با مشارکت مردم، رهبری داهیانه رهبر شهیدمان و تداوم رهبری رهبر عزیزمان، ایستادیم و روزبه‌روز نیز در حال اصلاح امور هستیم.

باشگاه خبرنگاران جوان – مسعود پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم به سوالاتی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیب‌های جنگ، اجرای مهمترین طرح‌های دولت از کالابرگ، ارتقای نظام آموزشی، پزشک خانواده و نظایر آن پاسخ داد.

متن کامل این گفت‌و‌گو به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ بینندگان محترم، سلام؛ وقت شما بخیر. در آستانه فرارسیدن سالروز باسعادت میلاد پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت امام جعفر صادق (ع) و همچنین هفته وحدت، این ایام مبارک را به همه شما تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

با گرامی‌داشت یاد و خاطره خادم شهید امت اسلامی و همه شهدای دولت، هفته دولت را هم به ملت شریف ایران و هم به همه دولتمردان عزیز کشورمان تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

به مناسبت هفته دولت، امروز افتخار داریم در خدمت رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر پزشکیان، باشیم تا درباره شرایط کشور در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با ایشان به گپ‌وگفت بنشینیم.

خدمت آقای دکتر سلام عرض می‌کنم و بسیار سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید تا در این گفت‌و‌گو در خدمت شما باشیم. این ایام را هم خدمتتان تبریک عرض می‌کنم.

متشکرم. من هم خدمت شما و مردم عزیز کشورمان سلام عرض می‌کنم و یاد و نام رهبر عزیزمان را که جان خود را در راه عزت و سربلندی کشور فدا کرد، گرامی می‌دارم. همچنین یاد و نام همه شهیدان، فرماندهان، دانشمندان، دانش‌آموزان، مردم، رزمندگان و همه کسانی را که در این جنگ غیربشری و غیرحقوقی جانشان را از دست دادند، گرامی می‌دارم.

یاد و نام شهدای دولت، به‌خصوص شهید رجایی، شهید باهنر و شهدایی را که در این جریانات از دست دادیم نیز گرامی می‌داریم.

جالب است که هفته دولت با هفته وحدت هماهنگ شده و در حقیقت، هم‌خوانی بسیار زیبایی دارد. اگر ما تا اینجا رسیده‌ایم، به‌خاطر وحدت و انسجامی بوده که وجود داشته است. اگر این وحدت و انسجام نبود، حتماً آنها اکنون به نیات شومی که داشتند، رسیده بودند.

ما باید این وحدت را هم گرامی بداریم و هم با تمام وجود تلاش کنیم که انسجام و وحدت داخلی‌مان و حتی وحدتمان با کشور‌های اسلامی به هم نخورد.

اگر موافق باشید، آقای دکتر، از سؤال‌های بخش سیاسی آغاز کنیم. شاید پاسخ به یک سؤال درباره موضوع جنگ بتواند تصویر روشنی از شرایطی که واقعاً در آن قرار گرفته‌ایم، به مردم ارائه دهد. آن سؤال مشخص این است که در شرایط فعلی، به نظر شما به جنگ نزدیک‌تریم یا به صلح؟

در رابطه با جنگ، تفاهمی که در روند شورای‌عالی امنیت ملی به آن رسیدیم، به نظر من دستاوردی بزرگ و حتی استثنایی بود.

تفاهم اسلام‌آباد؟

پیش از آنکه به اسلام‌آباد برسد، در شورای عالی‌امنیت ملی شکل گرفت. همه کسانی که دست‌اندرکار بودند؛ چه فرماندهان ما، چه رئیس محترم قوه قضائیه، چه رئیس محترم قوه مقننه و چه افراد دیگری که از وزارتخانه‌ها و دولت بودند، با نگاهی کاملاً کارشناسانه و عاقلانه به یک جمع‌بندی رسیدند.

بر اساس پیشنهاد و نظر رهبر عزیزمان که فرموده بودند اگر سه‌چهارم اعضا به این نگاه رأی بدهند، ما هم خواهیم پذیرفت، از ۱۳ نفر، ۱۲ نفر رأی دادند. یعنی بر مبنای عقل جمعی توانستیم به یک تفاهم‌نامه برسیم. در این تفاهم‌نامه، به اعتقاد همه کسانی که چه در داخل و چه در خارج، با نگاهی سیاسی آن را بررسی می‌کنند، ما برنده‌ایم.

در بیش از ۹ بند این تفاهم‌نامه، طرف مقابل باید اقداماتی انجام دهد و در دو یا سه بند نیز ما باید اقداماتی انجام دهیم. درباره یک بند هم باید گفت‌و‌گو کنیم که آن هم به مباحث هسته‌ای برمی‌گردد و نهایتاً باید در همان روند دنبال شود. این عقل جمعی دستاورد بسیار بزرگی بود و همه کارشناسانی که آن را تحلیل می‌کنند، ایران را برنده می‌دانند.

در روند کاری که داشتیم، نهایتاً این اقدامات را شروع کردند؛ محاصره را برداشتند، تحریم‌ها را برداشتند و جنگ لبنان نیز قرار بود متوقف شود که آن را متوقف کردند. پول‌های ما را داشتند آزاد می‌کردند؛ یعنی در جریان گفت‌وگوها، این اتفاق در حال رخ‌دادن بود. کارشناسان ما نیز در حال تنظیم و تدوین برنامه‌های سرمایه‌گذاری تا سقف ۳۰۰ میلیارد دلار بودند.

ما هم قرار بود در آن مدت، مسیر تنگه هرمز را باز کنیم تا وضعیت به حالت اول برگردد. در بندی که به تنگه هرمز مربوط بود، آنها می‌بایست چارچوب‌های جمهوری اسلامی را رعایت می‌کردند. چون این چارچوب‌ها را رعایت نکردند، تفاهم‌نامه دوباره به هم خورد.

اکنون دوباره در روند گفت‌و‌گو قرار داریم. نقشه مسیر عبور از تنگه هرمز را کارشناسان ما، برادرانمان در سپاه، نیرو‌های امنیتی و نظامی و گروهی که در حال گفت‌و‌گو هستند، خدمت رهبر عزیزمان ارائه کرده‌اند و توافقی حاصل شده است.

مسیری که درباره آن توافق کردیم، قرار بود با موافقت جمهوری اسلامی باز شود و این توافق نیز صورت گرفته است. عمانی‌ها در ابتدا تا حدی همراهی کردند، اما بعد اعتراض‌هایی داشتند. نهایتاً دیروز یا پریروز ــ فکر می‌کنم پریروز بود ــ عمانی‌ها آمدند و دوباره با ما به تفاهم رسیدند. پذیرفتند که ایران و عمان، در آن چارچوب و بر اساس نقشه هماهنگ‌شده، مسیر را باز کنند.

اکنون نیز در حال پیگیری هستیم که اگر این مسیر بر اساس همان چارچوب‌ها باز شود، آمریکا هم به تعهدات خود عمل کند؛ محاصره و تحریم‌ها را بردارد، محدودیت‌های مربوط به نفت و مسائل پتروشیمی را رفع، پول‌های ما را آزاد و سرمایه‌گذاری را دوباره آغاز کند. همچنین اقداماتی را که در لبنان انجام می‌دهند، ادامه ندهند و اسرائیل را وادار کنند که به آن چارچوب‌ها پایبند باشد.

ما هم مسیر تنگه هرمز را بر اساس مصوباتی که در چارچوب سیاست‌های نظام است، باز می‌کنیم.

طبیعتاً مذاکرات فعلی ما با عمان ارتباطی با بازگشایی تنگه هرمز ندارد؛ درست است؟

آن چارچوبی است که در آن مشخص کرده بودیم تنگه هرمز باید به چه ترتیبی باز شود. گفت‌و‌گو‌های ما با طرف‌های مقابل بر مبنای همان تفاهم‌نامه‌ای است که داشتیم و تا آنجا که گفت‌و‌گو‌ها پیش رفته، آنها پذیرفته‌اند که باید به تفاهم‌نامه برگردند و چارچوب‌هایی را که ما نوشته‌ایم، اجرا کنند.

دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از ضرورت ایجاد تحول در ساختار دیپلماسی کشور سخن گفته است. آیا می‌توان جزئیاتی از این تغییر رویکرد در دیپلماسی بیان کرد؟ همچنین، آیا رفت‌وآمد‌های دیپلماتیکی که در حال حاضر انجام می‌شود، بر شرایط جمهوری اسلامی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز تأثیر خواهد گذاشت؟

ببینید، اینکه باید دیپلماسی‌مان را تقویت کنیم، کاملاً درست است و باید وقت بیشتری برای آن بگذاریم. اینکه بر اساس نظر رهبر عزیزمان و قائد شهیدمان، برای داشتن ارتباط خوب با همسایگان تلاش کنیم، اصلی اجتناب‌ناپذیر است. ما در این زمینه کمی کند عمل می‌کنیم و گاهی صدا‌های مختلفی هم بلند می‌شد. حالا با آمدن برادرمان، آقای دکتر محسن رضایی، داریم به زبان و نگاه مشترکی می‌رسیم تا بدانیم چگونه باید با این کشور‌ها تعامل کنیم.

اینها همه کشور‌های اسلامی هستند و این هفته هم هفته وحدت است. چرا باید با کشور‌های اسلامی دعوا کنیم؟ چرا نباید با یکدیگر به زبان مشترک برسیم؟ چرا نباید امنیت منطقه را با هم تضمین کنیم؟ این امر با رفت‌وآمد، گفت‌و‌گو و تعامل امکان‌پذیر است. از دور برای یکدیگر پیام فرستادن، مشکلی را حل نمی‌کند.

در گفت‌و‌گو، شما باید تا حدی دغدغه‌های مرا در نظر بگیرید و من هم باید دغدغه‌های شما را ببینم. اینکه هر حرفی من زدم، طرف مقابل باید بپذیرد، اما هرچه آنها گفتند من نپذیرم، تعامل و وحدت نمی‌شود. در نتیجه، ما باید در نوع گفت‌و‌گو و تعاملاتمان، بر سر آنچه از نظر اعتقادی به آن معتقدیم بایستیم، اما درباره مسائل فرعی می‌توانیم با یکدیگر کنار بیاییم.

ما در این زمینه تلاش می‌کنیم؛ چه با پاکستان، افغانستان، عربستان سعودی، ترکیه، امارات، قطر، عمان، مصر، آذربایجان، ترکمنستان و چه با دیگر کشورها. می‌توانیم با همه این کشور‌ها به تفاهم برسیم و بستر این کار نیز آماده است. باید این اصل را بپذیریم و نگاه خود را اصلاح کنیم. در این صورت، به‌راحتی می‌توانیم با برادران مسلمانمان همکاری کنیم؛ اما اگر بخواهیم از موضع قدرت سخن بگوییم، طرف مقابل هم می‌گوید من نیز قدرت دارم.

ما برادریم و حاکم بر یکدیگر نیستیم. باید دست‌به‌دست هم بدهیم، منطقه را آرام کنیم و اجازه ندهیم رژیم صهیونیستی به این آسانی به کشور‌های اسلامی تجاوز کند. این امر با وحدت امکان‌پذیر است. همان‌طور که گفتم، تقارن این هفته با آن نگاهی که وجود دارد، بسیار خوب است؛ زیرا قدرت ما واقعاً در وحدت و انسجام است.

اگر اکنون توانسته‌ایم با وجود تمام مشکلات در کشور بایستیم، به‌خاطر همین وحدت و انسجام است. ما مشکلات زیادی داریم؛ تورم، مسائل اقتصادی، اشتغال و مشکلات بسیار دیگری وجود دارد، اما مردم با ما هستند؛ چون این وحدت و انسجام حفظ شده است. اگر این وحدت به هم بخورد، ممکن است خیلی چیز‌ها داشته باشیم؛ حتی موشک و بمب هم داشته باشیم، اما به درد نمی‌خورد؛ همان‌گونه که کشور‌هایی بمب هم داشتند، اما از هم فرو ریختند و خراب شدند.

ما تلاش می‌کنیم ارتباطات خارجی‌مان را اصلاح و تقویت کنیم و از سخنان تفرقه‌انگیز بپرهیزیم. اینکه بلند شوید و مثلاً نقد کنید، کاری ندارد. شما خیلی راحت می‌توانید مرا نقد کنید و من هم خیلی راحت می‌توانم شما را نقد کنم. شما می‌توانید خوبی‌های مرا ببینید و من هم خوبی‌های شما را ببینم. چرا باید بدی‌های یکدیگر را ببینیم؟

کمک کنیم خوبی‌های یکدیگر را ببینیم و چه با کشور‌های اسلامی و چه در داخل کشور خودمان، در زمینه‌هایی که اشتراکات زیادی داریم، با یکدیگر به مردم عزیزمان خدمت کنیم؛ نه اینکه شما عیب مرا ببینید و هر روز آن را بزرگ کنید و بعد من هم همان کاری را انجام دهم که شما با من کردید و این شکاف، روزبه‌روز عمیق‌تر شود.

اگر با هم باشیم، می‌توانیم با قدرت از فشار زیادی که آمریکا و کشور‌های دیگر بر ما اعمال می‌کنند، خارج شویم؛ اما باید با هم باشیم و به یکدیگر کمک کنیم. این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم.

این هفته‌ای که در آن قرار گرفته‌ایم، واقعاً بیانگر یک اصل است، توحید یعنی وحدت؛ یعنی همه ما در حقیقت در مسیر خدایی قرار داریم. صراط مستقیمی که هر روز در نماز می‌گوییم «اهدنا الصراط المستقیم». همچنین در قرآن آمده است: «ومن یعتصم بالله فقد هدی إلى صراط مستقیم» و «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا.»

در بخش بزرگی از آیات قرآن درباره صراط مستقیم ــ شاید ۸۰ یا ۹۰ درصد آنها ــ وقتی از صراط مستقیم سخن گفته می‌شود، منظور وحدت و انسجام است. قرآن می‌فرماید، «إن هذه أمتکم أمه واحده وأنا ربکم فاعبدون» و بعد نیز از وحدت سخن می‌گوید. البته فقط این نیست؛ برای مثال می‌فرماید، «کان الناس أمه واحده فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین وأنزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه وما اختلف فیه إلا الذین أوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم فهدى الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق بإذنه والله یهدی من یشاء إلى صراط مستقیم.»

صراط مستقیم یعنی وحدت. پیامبران آمدند تا وحدت و انسجام را در جامعه شکل دهند و اختلاف‌ها را حل کنند. وقتی ما اختلاف داریم، یعنی راه پیامبر را نمی‌رویم. حق چیزی نیست که بتوان آن را به من نسبت داد؛ حق، جدا از من و شماست. ما باید در برابر حق سر خم کنیم، نه اینکه همه در برابر من سر خم کنند. اگر حق را بپذیریم، به‌راحتی می‌توانیم با یکدیگر بنشینیم و گفت‌و‌گو کنیم.

آقای دکتر، با توجه به همین فرمایش‌های شما، از ابتدای دوران ریاست‌جمهوری‌تان، کلام شما کلام قرآن و کلام خدا بوده است. در بیانات حضرت آقا، قائد شهیدمان، نیز بر مسئله «اتحاد، اتحاد، اتحاد» بسیار تأکید می‌شد. اکنون هم رهبر عزیزمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، بر همین «اتحاد، اتحاد، اتحاد» تأکید دارند. در نهایت، خروجی تمام اهداف شما نیز همین است.

سؤالی که از حضورتان دارم این است که شما، به‌ویژه در طول این جنگ، بسیار در میان مردم بودید. حتی شاهد بودیم که در مکان‌های عمومی حضور پیدا می‌کردید. حال مردم را نسبت به این موضوع چگونه می‌بینید؟ آیا این اتحاد واقعاً ایجاد شده است؟

کامل که اصلاً نیست. می‌دانید «ضالین» یعنی چه؟ در نماز می‌گوییم «ولا الضالین». ضالین یعنی نفس و منیت. من این موضوع را بار‌ها در صحبت‌هایم گفته‌ام.

در بسیاری از جا‌هایی که بحث بوده، برای مثال گفته‌ام که خداوند درباره حضرت داوود می‌فرماید «یا داود إنا جعلناک خلیفه فی الأرض فاحکم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوى فیضلک عن سبیل الله إن الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.»

وقتی در نماز می‌گوییم «مالک یوم الدین» و بعد می‌گوییم «ولا الضالین»، یعنی چیزی که ما را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد، هوای نفس ماست.

برای خدا کارکردن و به مردم خدمت‌کردن دعوا دارد؟ اگر شما بهتر می‌توانید عمل و کمک کنید، بیایید مشکل مردم را حل کنید. من این اندازه می‌توانم و شما بیشتر می‌توانید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا باید دعوا کنیم؟

من می‌توانم مشکل دو نفر را حل کنم و شما می‌توانید مشکل ۱۰ نفر را حل کنید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا می‌خواهید مرا حذف کنید؟ این گوی و این میدان؛ بیایید همه با هم کمک کنیم مشکلات و گرفتاری‌های مردم و خودمان را حل کنیم. مردم ما مشکل دارند.

اکنون راهش چیست، آقای دکتر؟ اگر شخصی طرحی داشته باشد، پیشنهادتان این است که چگونه آن را به دست شما برساند تا بررسی شود؟

ببینید، مشکل من این است، ما با این برادران و خواهرانی که حضور داشتند جلسه گذاشتیم. من با دانشگاهیان، گروهی از استادان اقتصاد و گروه‌های مدیریتی نیز جلسه گذاشتم.

با برادرمان آقای نقدی هم صحبت کردم. چون من می‌گفتم وضعیت این‌گونه است، ایشان نامه‌ای داده و گفته بود که این کار‌ها را می‌شود انجام داد. بعد از آن، یک روز آمد و گفت «تو چرا این‌گونه می‌گویی؟» سپس با یک تیم آمدند و دوباره با آنها نشستیم و گفتیم «آقا، این گوی و این میدان».

من طرح نمی‌خواهم؛ تا دلتان بخواهد طرح داریم. من مجری طرح می‌خواهم؛ کسی را می‌خواهم که بتواند آن را اجرا کند.

همان مجری طرح چگونه می‌تواند با شما ارتباط برقرار کند؟

اکنون ما با دانشگاهیان بحث کرده‌ایم و با سمن‌ها نیز نشستیم و گفت‌و‌گو کردیم. برادرمان، آقای محسن رضایی، هم آن روز تعدادی از بچه‌های جبهه، جنگ و سازندگی را آورده بودند که با آنها نیز گفت‌و‌گو کردیم.

حتی گفتند هر دو هفته یک‌بار جلسه بگذاریم. گفتم «من از فردا جلسه می‌گذارم؛ شما بگویید چه کاری می‌خواهید انجام دهید.»

آقای دکتر، منظور من این است که فردی که مجری طرحی است، از چه بستری می‌تواند با شما ارتباط برقرار کند؟

بستگی دارد طرح او صنعتی، کشاورزی، علمی یا تجاری باشد. این افراد باید با سازمان‌های مربوطه بنشینند و یک نسخه از طرح را نیز به ما بدهند. می‌توانند با دفتر ما هماهنگ کنند تا اگر جایی به مشکل برخوردند، یعنی واحد مربوطه پاسخ نداد، خودمان موضوع را پیگیری کنیم.

الان نامه‌ای دارم که در آن فردی گفته است «من حاضرم ۱۵۰ هزار دستگاه خودروی کم‌مصرف وارد کنم که مثلاً در هر ۱۴۰۰ کیلومتر، ۳۰ لیتر سوخت مصرف می‌کند.»

دیروز نامه‌اش را به من دادند و امروز گفتم بگویید بیاید تا ببینیم چه می‌خواهد وارد کند. اگر دلار نخواهد و خودش بخواهد خودرو‌ها را وارد کند، ما کمکش می‌کنیم.

آقای دکتر، شما به این موضوع اشاره کردید؛ اجازه بدهید این سؤال را مطرح کنم. بنزین واقعاً به یکی از دغدغه‌های مردم تبدیل شده است. مردم در صف‌های طولانی می‌ایستند و باک خودروهایشان را پر می‌کنند و همین مسئله باعث افزایش مصرف نیز شده است. پیام شما برای اینکه مردم به آرامش برسند و خیالشان درباره تأمین بنزین راحت شود، چیست؟

ببینید، ما در جنگ هستیم و ابتدا باید بپذیریم که در شرایط جنگی قرار داریم. اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمی‌شود. یکی از این کالا‌ها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید می‌کنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.

باید آنچه را تولید می‌کنیم، مدیریت کنیم. برای این مدیریت، روش‌های بسیار متعددی وجود دارد که اکنون درباره آنها فکر و کار می‌کنیم. البته بحث‌ها در این زمینه بسیار زیاد است.

روز شنبه که سران قوا با یکدیگر جلسه داشتیم، خدمت آقای دکتر قالیباف و حاج‌آقای اژه‌ای عرض کردم، البته همین‌جا باید واقعاً از حضور سران قوا در جلسات قدردانی کنم. وفاق و انسجامی که اکنون میان سران کشور وجود دارد، استثنایی است و هیچ‌وقت به این شکل نبوده است. کاملاً با یکدیگر توافق داریم.

خدمت آنها عرض کردم که ما با مشکل مواجهیم و میزان تولیدمان نیز مشخص است. می‌دانیم چه داریم و چه نداریم. شما بگویید چه کار کنیم تا به تفاهم و زبان و نگاه مشترکی برسیم؛ ما هم اجرا می‌کنیم. وقتی تصمیم را اجرا کردیم، دیگر کسی نیاید بگوید چرا این‌گونه عمل کردید.

هر کاری انجام دهیم، بالاخره ممکن است عده‌ای ناراضی شوند. باید کاری کنیم که نارضایتی کمتری ایجاد شود، حل مشکل آسان‌تر باشد و با یک زبان مشترک پیش برویم.

نباید کاری کنیم کسی که زندگی‌اش با بنزین می‌چرخد، دچار مشکل شود. همچنین نباید به کسانی که اکنون تحت فشارند، فشار بیشتری وارد کنیم. مردم اکنون در لبه‌اند؛ اگر من فشار دیگری وارد کنم، ممکن است از لبه پایین بیفتند. باید مراقب باشیم کسی پایین نیفتد.

حالا باید چه کار کنیم؟ باید همه به یکدیگر کمک کنیم تا بتوانیم این مسیر را طی کنیم.

پیش از اینکه به موضوع سیاسی بازگردم، چون به بحث بنزین اشاره کردید، می‌خواهم این سؤال را مطرح کنم. دولت اعلام کرده است که در موضوع بنزین، شگفتانه‌ای برای مردم رقم نخواهد زد.

بله.

اما رفتار مردم در جایگاه‌های سوخت نشان می‌دهد که گویا اعتماد لازم را به این سخن دولت ندارند و نگران‌اند که مبادا چنین شگفتانه‌ای رخ دهد. برای اطمینان‌خاطر مردم، آیا مشخص است که دولت نهایتاً در چه زمانی و با چه سازوکاری درباره مسئله بنزین تصمیم‌گیری خواهد کرد؟

یکی از کار‌های اصلی، کاهش مصرف است؛ بدون اینکه به کسی صدمه‌ای وارد شود. یکی از برنامه‌هایی که در حال تدوین آن هستم، به رفت‌وآمد خودرو‌ها در تهران مربوط می‌شود. روزانه دو میلیون خودرو وارد تهران می‌شوند و بازمی‌گردند؛ دست‌کم آماری که ارائه می‌کنند، همین است.

بیشتر این افراد از شهرستان‌ها می‌آیند؛ کارمند ما هستند یا در شرکت‌های ما کار می‌کنند. یکی از موضوعاتی که اکنون روی آن کار می‌کنیم، این است که این افراد به تهران نیایند و در همان محل، به اداره مربوطه مراجعه کنند.

اگر رفت‌وآمد هر خودرو روزانه ۲۰ لیتر مصرف داشته باشد و تعداد خودرو‌ها را از دو میلیون به یک میلیون برسانیم، یک میلیون ضرب‌در ۲۰ لیتر، ۲۰ میلیون لیتر می‌شود و همین یک اقدام می‌تواند کسری را جبران کند.

یکی دیگر از برنامه‌های ما این است که تلاش کنیم کارمندان ادارات، هفته‌ای یک روز بدون خودرو به محل کار بیایند. می‌خواهیم با شهرداری صحبت کنیم تا بتوانند از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند. این کار امکان‌پذیر است؛ یک روز خودروی شخصی‌شان را نیاورند و با مترو یا اتوبوس بیایند.

افزایش کیفیت خودرو‌ها و کاهش مصرف سوخت چطور، آقای دکتر؟

من قبلاً عرض کردم که با فردی صحبت کرده‌ام و قرار است امروز هم با او گفت‌و‌گو کنم. او آمادگی دارد ۱۵۰ هزار دستگاه خودرو برای حمل‌ونقل عمومی، تاکسی‌ها و مواردی از این دست وارد کند.

ساخت داخل؟

درباره ساخت داخل عرض می‌کنم که برای شرایط فعلی پاسخ‌گو نیست. به خودروسازان گفته‌ایم اگر نتوانند وضعیت را اصلاح کنند، دیگر نمی‌توانند به همین شکل ادامه دهند. البته باید مدتی به آنها فرصت بدهیم تا خطوط تولیدشان را اصلاح و مصرف سوخت را مدیریت کنند. این کار زمان‌بر است و برای شرایط فعلی پاسخ نمی‌دهد، اما در حال پیگیری آن هستیم.

وزارت صمت نیز به آنها اعلام کرده است که باید مصرف سوخت خودرو‌ها را کاهش دهند؛ در غیر این صورت، دیگر اجازه تولید نخواهند داشت. البته حتی اگر اجازه تولید هم بدهیم، با افزایش واردات، دیگر کسی مشتری محصولاتشان نخواهد بود. این موضوع یک بحث مهندسی است که روی آن کار می‌کنیم.

موضوع دیگر، واردات است. اگر بتوانیم ناوگان حمل‌ونقل، تاکسی‌ها، خودرو‌های فعال در اسنپ و حتی موتورسیکلت‌های کسانی را که با آنها کار می‌کنند، برقی کنیم، مصرف سوخت کاهش پیدا می‌کند. آنها آمادگی دارند برای مثال ۲۰۰ هزار دستگاه موتورسیکلت برقی وارد کنند. در حال گفت‌و‌گو هستیم تا بتوانیم مصرف را کاهش و کیفیت را افزایش دهیم.

آنچه را داریم، نمی‌گوییم در اختیار مردم نمی‌گذاریم؛ اما درباره چیزی که نداریم، نمی‌توانیم توقع و تقاضای بیشتری ایجاد کنیم؛ بنابراین باید خودروها، موتورسیکلت‌ها، مقررات، قوانین و رفت‌وآمدهایمان را مهندسی و مدیریت کنیم.

در این زمینه جلسه گذاشته‌ایم. گفتم با شهردار تهران، برادرمان آقای دکتر زاکانی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه‌هایی که استادان حوزه ترافیک دارند، بنشینیم و گفت‌و‌گو کنیم.

باید بررسی کنیم آیا می‌توانیم برای کسانی که هر روز از شرق تهران به غرب یا از غرب به شرق می‌روند، در محدوده کاری ادارات و شرکت‌های خودمان ترتیبی بدهیم که این رفت‌وآمد را انجام ندهند و در همان محل بنشینند و کارشان را انجام دهند؟

فارغ از این اقدامات، آیا تصمیم دولت درباره افزایش قیمت بنزین، زمان اجرای آن و میزان افزایش قیمت مشخص شده است؟

در زمینه افزایش قیمت، طبیعتاً باید نرخ سهمیه سوم را که در واقع مازاد بر سهمیه‌های موجود است، مقداری افزایش دهیم و این افزایش را اعمال خواهیم کرد.

در حال حاضر، زمان اجرای آن مشخص نیست؟

درباره زمان اجرای آن قرار است گفت‌و‌گو، اطلاع‌رسانی و هماهنگی شود. باید با قوه قضائیه، مجلس و نمایندگان نیز هماهنگ کنیم و درباره همین موضوعی که اکنون به شما می‌گویم، به زبان و نگاه مشترکی برسیم. می‌خواهیم نرخ سهمیه سوم را که خارج از سهمیه‌های موجود است، برای مثال از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان افزایش دهیم.

آقای دکتر، اکنون حدود قیمت آن مشخص شده است؟

نرخ سهمیه سوم باید همان ۱۰ هزار تومان باشد و بیشتر از این نیست.

بحث‌هایی درباره قیمت ۵۰ هزار تومان و … می‌شود.

آنچه اکنون اتفاق می‌افتد، ارتباطی با این موضوع ندارد. در حال حاضر بنزین سوپر را به قیمت ۱۰۰ هزار تومان هم می‌خرند.

خیر؛ چون طرح کرمان تا حدودی مطرح شد بود یک مقدار اذهان رو بهم ریخته بود.

ببینید، من بار‌ها گفته‌ام که در پزشکی برای درمان همه بیماران یک نسخه واحد نمی‌نویسیم. نسخه‌های مختلفی وجود دارد و باید عوارض هر دارویی را نیز پیگیری کرد. دارویی که به یک بیمار می‌دهید، ممکن است حال یک نفر را بهتر و حال فرد دیگری را بدتر کند. در نتیجه، سیستم باید نظارت کند و اگر دارویی عارضه داشت، آن عارضه را مدیریت کند.

هیچ‌وقت قرار نیست یک طرح یا اقدام را ناگهان در سراسر کشور اجرا کنیم و بعد، اگر عارضه‌ای داشت، نتوانیم آن را جمع کنیم. هر استانداری می‌تواند بر مبنای اختیاراتی که به استانداران داده‌ایم، اقداماتی انجام دهد و منطقه خود را مدیریت کند. اگر نتیجه درستی گرفت، می‌توانیم آن تجربه را گسترش دهیم؛ اما اگر عارضه داشت و موفق نبود، آن را گسترش نمی‌دهیم.

بنابراین، قرار نیست اقدامی انجام دهیم و اگر عارضه داشت، باز هم روی آن بایستیم و الا و بلا بگوییم این راه را ادامه خواهیم داد. می‌خواهیم این کار را با گفت‌و‌گو، همدلی، همراهی و استفاده از تجربه‌هایی انجام دهیم که هر یک از استان‌ها می‌توانند داشته باشند.

برای حل این مسئله، یک نسخه یا دستورالعمل واحد وجود ندارد. این‌طور نیست که من بگویم الا و بلا باید این کار را انجام دهیم. ممکن است در اجرای یک تصمیم نتوانیم تمام کار را به‌طور کامل پیش ببریم؛ شاید ۳۰ درصد این راهکار موفق شود، ۱۰ درصد راهکار دیگر و ۵ درصد راهکار دیگری نتیجه بدهد. بخشی از کار نیز به همکاری خود مردم و استفاده آنها از وسایل نقلیه عمومی برمی‌گردد.

ما در جنگ هستیم. هم نیروگاه‌هایمان را زده‌اند، هم منابع نفتی و گازی‌مان را هدف قرار داده‌اند و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است. می‌جنگیم و پای کار ایستاده‌ایم، اما باید به یکدیگر کمک کنیم تا تاب‌آوری‌مان افزایش پیدا کند.

پس قیمت بنزین حداکثر تا لیتری ۱۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت، اما زمان اجرای آن هنوز مشخص نیست؛ درست است؟

این افزایش برای سهمیه سوم است؛ فعلاً نه برای سهمیه‌های دیگر. درباره بنزین سوپر نیز کسانی که آن را به‌صورت آزاد وارد می‌کنند، آزادانه می‌فروشند. در نهایت، باید کاری کنیم که میزان تولید و مصرفمان با یکدیگر هم‌خوانی پیدا کند. اگر این هم‌خوانی ایجاد نشود، با چالش مواجه می‌شویم و مردم دچار مشکل خواهند شد.

وقتی می‌گوییم فردی از شهرستان به تهران نیاید، منظورمان کارمند خودمان است؛ یعنی به تهران نیاید و در همان محل به اداره مربوطه مراجعه کند. این موضوع برای ما قابل‌قبول است و دست‌کم می‌تواند مصرف کلی بنزین را کاهش دهد.

کاری که در دولت می‌توانیم انجام دهیم، این است که مصرف بنزین خودمان و کارکنانمان را کاهش دهیم تا تقاضای ایجادشده کمتر شود و با میزان تولیدمان هم‌خوانی پیدا کند. اگر این کار را انجام دهیم و مردم نیز در این زمینه به ما کمک کنند و صداوسیما این فرهنگ را ایجاد کند که مردم تا جای ممکن از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، می‌توانیم مصرف را مدیریت کنیم.

از سوی دیگر، در زمینه قطار‌های بین‌شهری اطراف تهران نیز در حال کار و گفت‌و‌گو درباره تأمین واگن‌ها هستیم. جنگ باعث شد واگن‌های ما وارد نشوند. پول واگن‌ها را پرداخت کرده بودیم و قرار بود چندین رام قطار ابتدا در بهمن‌ماه، بعد در فروردین و سپس در اردیبهشت وارد شود، اما جنگ باعث شد آنها را ارسال نکنند. در غیر این صورت، ما در حال اصلاح و تقویت وسایل حمل‌ونقل عمومی هستیم.

مدیریتی که انجام می‌دهیم، مدیریت تک‌نسخه‌ای نیست. روش‌های مختلف را با تمهیدات کاملاً کارشناسانه دنبال می‌کنیم و مراقبیم که اگر تصمیمی ناگهان عارضه‌ای ایجاد کرد، سریعاً برگردیم و آن را اصلاح کنیم.

شما می‌دانید دارویی که به بیمار می‌دهیم، اگر کمی بیشتر از اندازه مصرف شود، ممکن است بیمار از هوش برود یا حتی جانش را از دست بدهد. بنابراین، اینکه چه میزان دارو باید تجویز شود تا بیمار بتواند آن را تحمل کند، بسیار مهم است. در جامعه نیز همین‌گونه است و تفاوتی ندارد.

آقای دکتر، شما طرح تفویض اختیار به استانداران را نیز دنبال کرده‌اید. آیا هدفتان از این طرح، همین موضوعی بود که اکنون فرمودید؟

نه، هدف فقط این نیست. ببینید، من اکنون رئیس‌جمهور شده‌ام؛ اما از چه کسی برترم؟ من از هیچ‌کس برتر نیستم. هر یک از مدیران ما می‌توانستند رئیس‌جمهور شوند. اگر قرار باشد، چون من رئیس‌جمهور شده‌ام، به دیگران بگویم هرچه من می‌گویم باید اطاعت کنید، خلاقیت و ابتکار را از آنها گرفته‌ام.

هر یک از مدیران، استانداران و حتی مدیران کل ما ممکن است خلاقیتی به خرج دهند که من آن را نداشته باشم. ما در کنار یکدیگر هم‌افزایی داریم. اگر قرار باشد من عقل کل باشم و دیگران فقط هرچه من گفتم اجرا کنند و هیچ کار دیگری انجام ندهند، در حقیقت سرمایه‌های اجتماعی را خراب و نابود کرده‌ایم.

وقتی رئیس دانشگاه بودم، برای ساخت خانه‌های بهداشت می‌گفتند فضای آن باید ۱۲۰ متر باشد؛ در حالی که من به ۱۲۰ متر فضا نیاز نداشتم. می‌گفتند حق نداری کمتر بسازی و باید همان ۱۲۰ متر را اجرا کنی. من هم نساختم. گفتند تو را می‌گیرند. گفتم بگیرند؛ وقتی به این فضا نیاز ندارم، چرا باید آن را بسازم؟

من با کمک مردم خانه‌های بهداشت را ساختم؛ پول دولت نبود. در مدت شش ماه ۶۲۰ خانه بهداشت ساختم. دولت به من پول می‌داد که در مدت یک

پیش‌نمایشی از اسلایدها برای آشنایی شما با کیفیت محتوا :

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.